آقای افضال ریحان مقاله نویس پاکستانی:
اگرچه مطابق انتظار، مذاکرات موفق نبودند، اما ترامپ گفته است که ممکن است مذاکرات ایران و آمریکا طی دو روز آینده دوباره در پاکستان برگزار شود. او افزود که پاکستان در این زمینه کار بسیار خوبی انجام میدهد. چرا ما باید به کشوری برویم که به این موضوع ارتباطی ندارد؟ از سوی دیگر، بیانیههای مشابهی نیز از سوی رهبری ایران درباره نقش پاکستان منتشر شده است.در روزهای اخیر، نام کشور ما در رسانههای جهانی و پایتختهای مختلف جهان در رابطه با آتشبس و گفتوگوی ایران و آمریکا بسیار مطرح شده است.
پیش از بررسی مذاکرات اسلامآباد، باید نگاهی به نکات مثبت این روند داشته باشیم؛ زیرا هنوز امید به پیشرفت وجود دارد. ایرانیها از این بابت ناراحت بودند که بخشی از رهبری ارشد آنها در این جنگ از بین رفته و در جریان حدود ۱۲ هزار حمله، زیرساختهایشان بهشدت آسیب دیده است. اقتصاد ایران نیز وضعیت بسیار بدی دارد و ارزش پول ملی سقوط کرده است؛ بهگونهای که یک میلیارد ریال ایران تنها حدود هفت دلار آمریکا ارزش دارد.
در مقابل، آمریکا قرار دارد که نظام قانون اساسی و دموکراتیک آن حتی رئیسجمهوری مانند ترامپ را نیز محدود میکند. رسانهها آزاد هستند و مردم آمریکا بهطور کلی از جنگها بیزارند. همچنین انتخابات میاندورهای در نوامبر در پیش است و در چنین شرایطی، با وجود افکار عمومی ضدجنگ، جمهوریخواهان برای حفظ قدرت تحت فشار شدید قرار دارند. بنابراین ترامپ قادر نیست جنگ را طولانی کند.
نامزد احتمالی آینده جمهوریخواهان، معاون رئیسجمهور جِیدی ونس، در گذشته بهطور علنی با این جنگ مخالفت کرده است؛ شاید به همین دلیل ایران نیز او را بهعنوان یکی از مذاکرهکنندگان پذیرفته است. در مقابل، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، داماد ترامپ، از نزدیکان او و در عین حال بسیار نزدیک به اسرائیل شناخته میشوند.
رفتار دولت پاکستان، بهویژه نخستوزیر شهباز شریف و فیلد مارشال عاصم منیر، در تعامل با آمریکا و ایران بسیار دوستانه بوده و از تلاشهای آنان برای پیشبرد مذاکرات قدردانی شده است. این دو مقام با جدیت تلاش کردند که مذاکرات به نتیجه برسد. فرآیند مذاکره بسیار حساس است و فشار افکار عمومی هر دو طرف قابل درک است؛ بهگونهای که تماسهای متعدد جِیدی ونس با ترامپ در جریان مذاکرات، میزان این فشار را نشان میداد.
در خصوص موضوعات اصلی مذاکرات، همانطور که دولت آمریکا ۱۵ بند پیشنهادی داشت، ایران نیز ۱۰ شرط مطرح کرده بود. ایران از یک سو تأکید داشت که به ساخت سلاح هستهای متعهد نیست، اما در عین حال خواستار پذیرش حق محدود غنیسازی اورانیوم، حتی تا سطح ۳ درصد بود. همچنین خواهان توقف کامل اقدامات تهاجمی علیه گروههای مورد حمایت خود بود.
پیش از آغاز مذاکرات اسلامآباد نیز گفته شده بود که آمریکا اکثر خواستههای ایران را نخواهد پذیرفت. در دوره اوباما، امکان فعالیت صلحآمیز هستهای تا حدی پذیرفته شده بود، اما پس از حملات ایران به اسرائیل و برخی متحدان آمریکا در منطقه، واشنگتن حداقل برای دو دهه آینده هیچگونه امتیازی در زمینه غنیسازی اورانیوم نخواهد داد.
ایران معتقد است که داشتن انرژی هستهای صلحآمیز حق مسلم آن است، اما آمریکا استدلال میکند که ایران کشوری غنی از نفت و گاز است و در طول صد سال آینده هیچ کمبودی در انرژی نخواهد داشت؛ بنابراین ضرورت چنین برنامهای زیر سؤال است، زیرا ممکن است در آینده به سمت سلاح هستهای سوق پیدا کند.
دومین موضوع مهم مذاکرات، مسئله تنگه هرمز است. ایران این آبراه را بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، اما آمریکا آن را غیرقابل قبول میداند. ترامپ تأکید کرده که ایران حق ندارد این تنگه را ببندد یا بر عبور و مرور آن کنترل انحصاری داشته باشد.
در برخی اظهارات جنجالی، ترامپ حتی گفته است که میتوان از این تنگه «مالیات یا باج بینالمللی» گرفت یا اینکه کشورهایی که به آن نیاز دارند باید خودشان برای باز نگه داشتن آن اقدام کنند. او همچنین از ناتو و اروپا خواسته است در این زمینه وارد عمل شوند.
با این حال، رئیسجمهور آمریکا بهعنوان یک قدرت جهانی باید با مسئولیت بیشتری رفتار کند و با متحدان خود برای حفظ نظم جهانی همکاری کند، در غیر این صورت کشورهای ضعیف با مشکلات جدی مواجه خواهند شد.در سایر موضوعات اختلافی نیز بحثهایی وجود دارد که در ادامه میتوان به آن پرداخت.
لینک: https://jang.com.pk/news/1574454
نظر شما